X
تبلیغات
رایتل
وب نوشته های من

من همیشه کمبود عنوان دارم...

فکر کنم دیگه تا عید اپ نکنم...پس پیش پیش عیدتون مبارک...

وفات حضرت محمد رو هم به همتون تسلیت میگم...شب شاید رفتم مسجد شما هم میاین؟!

کامپیوترم هنوز حالش خوب نشده...راستی برام دعا کنین...اسمم تو مرحله اول و دوم برای عمره ی دانش اموزی در اومده دعا کنین مرحله اخر هم که قرعه کشیش بعد از عید در بیاد...

همیشه کلی حرف دارما ولی وقتی شروع میکنم نوشتن همش یادم میره نمیدونم چرا...؟!

نمیدونم چرا مردم اینقدر بد ذات شدن...هر جا میرم به جای این که به ذات لطیف و قشنگ انسانی بر بخورم(که منشا خدایی داره) به یه ذاتی بر می خورم که اسم حیوون هم نمیشه روش گذاشت...اخه حیوون هر چی باشه حیوونه و دست خودش نیست ولی ادم(انسان) که اختیار داره و نا سلامتی جانشین خداست و خدا اونو به جانشینیش انتخاب کرده چرا باید از این کارا بکنه؟  فکر می کنم تازه داره چشمام باز می شه و ادمای اطرافم رو میشناسم.تازه دارم بزرگ میشم و واقعیت بد و خوب ادما رو تشخیص میدم.نمیدونم خوبه یا بد.چون بعضی وقتا حس خیلی بدی نسبت به کسایی که میشناسمشون پیدا میکنم...

خودم هم نمی دونم این حرفا از کجام در اومد ولی به هر حال اومد...اصلا دلیل نوشتنشونو نمیدونم دستم خودش رفت.فکر کنم خواب نما شدم

از پر حرفی خوشم نمیاد...پس فعلا تا بعد...

توسط: نرگس |شنبه 26 اسفند 1385 , 21:51|  نظرات: 7